صفحه نخست
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

مرداد 1392
شهریور 1391
مرداد 1391


ابزار پرش به بالا
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
کد جست و جوی گوگل

كد جلوگيري از راست كليك موس

قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ






تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:59 نويسنده shahriyar |


یادمه اون بوسه هات

یادمه اون دوست داشتن اما الان چی؟

دیگه دوسم نداری

دیکه ازاون بوسه هایی که هر روز میکردی خبری نیس

من هنوز خواب میبینم

که تو شبای مهتابی

پشت یه کوچه تنگ تاریک از ته قلبت یه بوس بهم میدادی

بزن ساقی به سلامتی اونو و اون روزا

ای کاش دستگاه ماشین زمان وجود داشت

تا اون بوسه های عمیق برگرده

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:56 نويسنده shahriyar |



روایت هایی از ناخودآگاه یک عاشق!
باورم نمیشه! 
 تو. تو سعید! آخه یعنی چی؟ تو که همیشه میگفتی مواظب باشیم که زنده گیر نیفتیم. الان خودت منو زنده تحویل دادی؟! 
...................

ادامه مطلب
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:41 نويسنده shahriyar |

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
 
ا خودت قرار بگذار.
گرم باشی و رنگارنگ...مثل تابستان...
 
با خودت قرار بگذار.
 
شاد باشی تِ دسته دار عزیزم!
 
:)
من ارگ بم و خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی
در هر نفس این است دعایم همه  ای ماه
در زیر و بم خاطره ، آزرده نباشی  . . .
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:33 نويسنده shahriyar |

دلتنگ که میشوی......
گوش ها منتظر شنیدن صدایت هستند و چشمها بی قرار دیدن لبخندت
و تو مشوش درپی یافتن خلوتگاهی
حتی شده برروی جدول های کنار خیابان ، یا نه  گوشه سجاده ات 
وحالا خروش سوال های بی مصرف وخفقان تو
انگاربا خود زمزمه می کنی
 خدایا چرا مرا لال آفریدی!!؟؟
هیس....... دادگاه جنسش رسمیست ولی حکمش قدیمی
 
صبر     صبر      صبر 
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:30 نويسنده shahriyar |

بر روی دوشم زد
آرام کنار گوشم گفت:
چترت را ببند مگر نمی بینی !!!!!!!!!!!
باران خیلی وقتست تمام شده
وتو هنوز از ترس زیر چتر پنهان شدی
لذت باران را گم کرده ای
نگاه کن
    چقدر خسته ای........
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 23:29 نويسنده shahriyar |

سری جدید والپیپرهای عاشقانه موبایل
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:52 نويسنده shahriyar |

سری جدید والپیپرهای عاشقانه موبایل

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:50 نويسنده shahriyar |


سری جدید والپیپرهای عاشقانه موبایل

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:50 نويسنده shahriyar |

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:49 نويسنده shahriyar |

مجله تفریحی   عکس عاشقانه با نوشته های عاشقانه

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:48 نويسنده shahriyar |


دختر تکیه داده به پنجره
 
فندک قدیمی را آتش می کند
 
سیگار می کشد
 
جعبه ی سیگار اما
 
همان گوشه ،روی میز می ماند
 
پسرِخانه ی روبرو
 
دختر را نگاه می کند
 
دختر لبخند می زند
 
پسر بیشتر
 
دختر می خندند
 
پسر بیشتر
 
دختر از پشت پنجره کنار می رود
 
پسر بیشتر
 
نه اشتباه شد
 
خنده ی لبان پسر می ماسد
 
دختری از خیابان دارد رد می شود
 
نگاه پسر هم !
 
اما داستان به اینجا ختم نمی شود
 
دختر
 
لم داده روی مبل
 
سیگار می کشد
 
خاکستر روی زمین می ریزد
 
بطری "جُنی واکر"
 
خالی تر می شود
 
و باز هم
 
و باز هم هم
 
و باز خیلی هم ...
 
چهار پایه پیانو را بیرون می کشد
 
می نشیند
 
نت آهنگ " برایت سَد نِس" روبرویش
 
و حالا هی می نوازد
 
( سر دختر روی پیانو
 
بوی تعفن جنازه در خانه
 
لیوان شکسته روی زمین
 
خاکستر های سیگار روی فرش
 
چند بطری خالی جنی واکر )
 
صدای نواختن پیانوی دختر
 
هنوز شنیده می شود ...
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:45 نويسنده shahriyar |



از پنجره می گویم
 
یا از جاده ای که
 
سرتاسر از نگرانی گریستم و دویدم
 
یا از همان علاقه هایی که در دلمان ماند
 
بغض شد
 
و یک کیست بدخیم شد در قلب هردویمان
 
از همان بیماری می گویم
 
که من به جان تو
 
و تو به جان من ...
 
انداختیم و بعد نمی دانم به چه راه
 
کجای آن جاده که باهم آمدیم
 
تمام احساسمان را دور انداختیم
 
و غرور
 
نقش پر رنگِ خدای ناشناخته ای را بازی می کند
 
که تو را از تمام دنیای من دور کرده است
 
حالا تو
 
شده ای دور ترین نقطه ی زندگی من
 
که شاید دیگر
 
سخت بشود در چشمانش خودم را ببینم
 
ویولن...سیگار...چوب کبریت
 
و یک تکه کاغذ
 
و چند نوشته از روی احساس به گمانم
 
اگر آن حرف هایی که گفته نشد
 
حرف از علاقه باشد و نه نفرت البته!
 
تمام خاطراتی است
 
که من را
 
همان احمقی می سازد
 
که به تو
 
هنوز هم ...
 
فکر می کند ...

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:44 نويسنده shahriyar |



پس چه شد آن مستی؟
 همه که می گفتید تو اگر مست شوی
 دردهایت
 ناله هایت
 یک به یک ، از پی هم
 خواهند رفت
 و نخ سیگارت، بعد مستی
 همچو بالیست برای پرواز
 آه .  این مستی هم
 گرهی از گرهم  باز نکرد
 بال پرواز مرا سیگار هم باز نکرد
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:42 نويسنده shahriyar |

دوست داری برات بنوازم تا صبح

اگه بهم قول بدی 

که همیشه .......

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:40 نويسنده shahriyar |





دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم 
می اید......
می ماند......
و به تنهاییم پایان می دهد....
امد......
رفت......
و به زندگیم پایان داد.......
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:38 نويسنده shahriyar |




دستانم تشنه ی دستان توست
                       شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم ،
  با تو می مانم ،
              بی آنکه دغدغه های فردا را داشته باشم
  زیرا می دانم
    فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت ... 
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:37 نويسنده shahriyar |



بعضی وقتا مجبوری...
تو فضای بغضت بخندی..
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی..
شاکی بشی ولی شکایت نکنی...
گریه کنی اما نذاری اشکات پیدا شن...
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری...
خیلی ها دلتو بشکن و تو فقط سکوت کنی..
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:36 نويسنده shahriyar |




 قدم بزنیم . . .
من با ” تـــــــــو ”
تو با هر که دلت خواست !
فقط بیــــــــــا قدم بزنیم . . .
اصلا بیا و بگذار . . .
سایه ات باشـــــــــــم . . .
سایه که آزار ندارد !
دارد ؟
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:34 نويسنده shahriyar |



همیشه منتظر کسی باش
که تو رو با همه ی دیوونگیت و خل بازیات
قبول داشته باشه و تو رو به همه نشون بده
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:32 نويسنده shahriyar |

جلوی بعضی از  خاطره ها باید نوشت.....
آهسته به یاد آورده شود.....
...خطر ریزش اشک..
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:31 نويسنده shahriyar |




روزهای بعدازتورا هرگز نخواهم شمرد....
تاهمیشه بگویم:
......همین دیروز بود......!!!!!
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:31 نويسنده shahriyar |





نقاش نیستم.....اما میدانم
        .... تماااااااام لحظه های بی تو بودن را......
درد..خواهم کشید...
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:30 نويسنده shahriyar |

همه میگن عشق یعنی دوست داشتن . . . 

اما من میگم عشق یعنی یکی مثل تو داشتن . . .
تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:28 نويسنده shahriyar |

زندگي دفتري از خاطره است

يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك

يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 11:25 نويسنده shahriyar |


ای کاش توهم در هر لحظه به یادم بودی................

تاريخ چهارشنبه دوم مرداد 1392ساعت 10:12 نويسنده shahriyar |













باز دیدمت  در خواب وخیالم 

        چه کنم از دست این دلم

وای برمن که فکر میکردم که عشق بد است

وای به حالمان شد

باخود میگفتم عشق کجا ومن کجا

شاید باز باشد راهی جدا

جدا از اینکه از این درد فرار کنیم

رفقایم می گویند برویم به مغزهایمان رنگ دگری دهیم

چطور توانم همچنین درد را فراموش کنم

دوستت دارم

همه ی دنیایم تویی

تو را میبینم خوشحال میشم

اما یک خورده ازم دور شوی اشک هایم جاری میشود

وای به حال من که فکر میکردم عاشقی را باید کشت

ای وای مردیم و زندگیمان رفته بر باد

خودمان را سپردیم دست آب

وای به حال و روزمان که از دست رفت

فکر جوانی ام را پریود یک دختر برد

ای وای...

ای وای...

 

 

 

تاريخ یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 10:38 نويسنده shahriyar |



عکس های عاشقانه فانتزی با کیفیت عالی



..♣♣….•*´•.♥.•`*•.¸¸¸¸.•*´•.♥.•`*•…♣♣

♣♣*´•.♥.•`دل نوشت های پسر شمالی´•.♥.•`*♣♣
..♣♣….•*´•.♥.•`*•.¸¸¸¸.•*´•.♥.•`*•…♣♣
♣♣*´•.♥.•`دل نوشت های پسر شمالی´•.♥.•`*♣♣
اون روزهای عاشقونه مال تو این شب های بی قراری مال من

♥یه روز تو از اینجا میری میشکنه تنها دل من♥

♥ نذار بهت عادت کنم جدایی سخته گل من ♥

♥تو که نمیمونی پیشم داغتو رو دلم نزار ♥

♥نذار بهت عادت کنم تا که جدایی سخت نشه ♥

♥نهال عشق و بسوزون تا یه روزی درخت نشه ♥

♥ما که بهم نمیرسیم حتی توی خواب و خیال ♥

♥قسمت ما یکی نشد حتی توی فنجون فال ♥

♥نمی شه این پله ها رو دو تا یکی کرد و رسید ♥

♥دیوار سنگه بینمون نمی شه دیوار رو ندید ♥

♥ نذار بهت عادت کنم ♥
..♣♣….•*´•.♥.•`*•.¸¸¸¸.•*´•.♥.•`*•…♣♣
♣♣*´•.♥.•`دل نوشت های پسر شمالی´•.♥.•`*♣♣
..♣♣….•*´•.♥.•`*•.¸¸¸¸.•*´•.♥.•`*•…♣♣
♣♣*´•.♥.•`دل نوشت های پسر شمالی´•.♥.•`*♣♣

تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 10:24 نويسنده shahriyar |

%www.ParsaFun.ir دختران زیبا خارجی



نشاط انگیز و ماتم زایی ای عشق

            عجب رسواگر و رسوایی ای عشق

تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1391ساعت 10:21 نويسنده shahriyar |


رفتی و ندیدی که محشر کردم

با اشکام کله روستا رو تر کردم

روز به روز دلمو به تو نزدیکتر کردم

کجا بودی ندیدی دیگه چه ها کردم

رفتم به روی تپه بانگ زدم و فریاد کردم

اسمتو رو باصدای بلند صدا کردم

منو ندیدی

حتی صدایی که کردم هم نشنیدی

با خودم گفتم :کجایی؟

گفتم:می دونی که عشقمو از خاطر بردی؟

گفتم:آری فراموش کردی

گفتم:نه من تورو فراموش نکردم

به پشت سرت نگاه نکردی و رفتی

 

تاريخ سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 12:36 نويسنده shahriyar |





سایت عاشقانه 98 لاو

98love